دلشوره دارم.
+
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت
8:53 PM توسط Hedayati
|
به قول دوست خوبم پائولو كوئيلو :
خدا كساني كه به آرزوهايشان ايمان دارند را مجازات ميكند . ( كتاب كيميا گر نوشته همين دوستمون )
پ ن 1 : سفر خوبه . آستارا گرم . تبريز دلم جاماند . بيستون هنوز ديوانه ام .
پ ن 2 : و اما انتظار خبري هست مرا !
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
11:26 PM توسط Hedayati
|
روزی به مکه میرم و به خودم ثابت می کنم اونجا خبری نیست .
و هرجا که تو خواهی خبری هست.
پ ن : چه انکاری در پی هم !
+
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت
10:0 AM توسط Hedayati
|
گلویم به چای داغ عادت کرده ولی هنوز هر فنجان طعم دیگری دارد.
ماهی های متولد خرداد بی آب هم زنده می مانند.
پ ن : زنده می مانیم
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت
10:54 AM توسط Hedayati
|
می بینم چند سالیه دیگه صبح ها صدای بلبل نمی شنوم !!
پس بگو :
نخلستان کنار خونمون خشک شده .
پ ن : چه زود دیر می شود گاهی !
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت
8:2 PM توسط Hedayati
|
چه زود از نفس کشیدن خسته می شود ...( انسان ؟)
پ ن۱ : چیه ؟ کی گفته من خستم ؟
پ ن۲ : ساعت ۹:۹ دقیقه ( اینجا زمان به وقت اورانوس است )
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت
9:9 PM توسط Hedayati
|
به نامردها بگویید:
خون راه نفسمان را نمیگیرد !
پ ن : ندا صالحی ( مردانه برایش گریستم )
+
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت
10:29 PM توسط Hedayati
|