تبليغاتX
a little ink

چند وقته همش دارم انتظار یه انقلاب روحی رو میکشم یه چیزی که بتونه طعم و رنگ دستامون رو حداقل چند درجه سیلیسیوس تغیر بده ، حالا فرقی نمی کنه مثبت باشه یا منفی مهم اینه که تحولی ایجاد شود .

در بیست و چند روزی که گذشت اصلا فکر نکنین اتفاق خاصی افتاد . چون مهمترینش رفتن بنده به آرایشگاه و کوتاه کردن موهای فرفریمان طی یک مراسم خاص بود البته اتفاقات نادر دیگری نیز رخ داد که اونا مربوط به آدم زمینی ها نمیشه که اگه کسی خواست بفهمه چی بوده میتونه اطراف اون سه تا سیاره آخری منظومه شمسی یه چرخی بزنه . البته نا گفته نماند که دوستان خوب و معدب شرکت گاز هم به روستای ما سرزدن و دم در منازلمون رو با رنگ فشاری قرمز که به معنی قهرمانی پرسپولیس در این فصل نمی باشد علامت زدند که انشاالله طی سالیان نه چندان نزدیک ما را از نعمت گاز بهره مند سازند .

خدمت دوستان از جان خیلی بهتر خودم عرض کنم امروز تصمیم گرفتم از نک برج تائیس بیام پائین و در مورد روستای مون بنویسم .

روستای ما در یکی از بخشهای مستقل ایران یعنی ایالات بوشهر واقع شده که از تمدن و پیشینه پرژکتور گونه ای نیز بر خوردار است . این روستا اوایل ازلییت طبق مستندات کشف شده جز اولین زیستگاه های دایناسورها بوده که این خودش حداقل 17 امتیاز مثبت داره . شغل مردم اینجا اینه که تو کوهها دنبال معدن طلا می گردن ولی آخرشم مجبورن رو به کشت گوجه فرنگی بیارن گرچه تگرگهای اخیر قسمتهای از ایلات رو در بر گرفته ولی باز جای شکرش باقیه آخه از گوجه ها فقط اندکی شاخه مونده ببینید تو رو خدا . این عکس مربوط میشه  تقریبا به دو یا سه هفته پیش که اینجا تگرگ و بارون شدیدی بارید . من نمیدونم آیا کسی هست که به داد این کشاورزهای بیچاره برسه یه نه؟

 :: اضاف بر خط : وبلاگ دوستمون آقا محمد هم راه افتاد یه سر بزنید خالی از لطف نیست

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 3:15 AM توسط Hedayati |